خدای سرزمینِ فیک ها

من فِیک بوده ام همیشه.همه چیزم فیک بوده.کاش بجای اینهمه حساس بودن روی برند لباس٫خودم را اورجینال میساختم که نه اصلا مادرم مرا فیک زاییده.خنده هام٫دلبستگی هام٫خشِ صدام٫صبرم برای رهایی از تاریکی٫حتی عربده های توی تونل٫عصبانیتم در محل کار٫چپیدنم کنار شومینه محمود آبادها و خزر شهر ها٫به خواب رفتنِ بچگی هایم فیک بوده؛بعد از رفتنِ مادربزرگ و تمام شدنِ لالایی٫تیز رفته ام سراغ دسته سگا

 

نمیخورم سیرم ها فیک بوده.خسته ام میخوام بخوابم ها فیک بوده.وقتی رسیدی میس بندازها فیک بوده و متأسفم ولی دلم برات تنگ شده ها هم فیک بوده.من فیک ترین آدم این حوالی ام که نمیشود روش یک حساب کوچک در حد صندوق پس انداز قرض الحسنه باز کرد

من آدم مزین به شاسی بلندُ رولکسُ روما رزیدنس نبوده ام هیچوقت ولی توی همین دستبندِ کیا و  کانورسُ مدرک دانشگاه آزاد هم خودم نبوده ام.آدم خواری بوده ام که همش خودخوری میکرده و همه خودخوری هایش هم فیک بوده بسکه دنیا فیک است.کلمات فیک اند.این وبلاگ فیک است.شما فیک اید همه مان فیک ایم که برای خوردن یک سیب اینهمه تنها مانده ایم.پس بروید پی کارتان و وقتتان را پای فیک هایی مثل من نریزید.هرچند٫وقت را هم به اسم طلا به ما انداخته اند.پس برویدُ فیکتان را به پای فیکی دیگر بریزید

آذر٫ماهی که میتواند نام خانوادگیت باشد

بریده بود لای سفره نان های سنگک را و لواش را و یواش رفته بود سیب بخرد برای آبگیری که من بیدار نشده باشم و آب سیب خاصیت سرم دارد و اینرا خودم گفته بودم بهش.من کجا بودم؟ من دقیقا پای سجاده اش خوابم برده بود نصفه شب دلپیچه گرفته بودم و رفته بودم کنار سجاده اش پیچوتاب میخوردم که خوابم برد

آدم که نبودم گفته ام اینرا قبلتر.خودم هم نبودم.جن بودم.جان بودم.جان دل بودم.دل و جان بودم.عصای دست بودم.امید آخر بودمو وای به این روزگار که منم امید آخر کسی که وای به حال من و بدا به حال مامان که رفته بود سیب بگیرد و نان های سنگک لای سفره را تکه تکه بریده بود و امید بسته بود به کی؟ به من به من به من لعنتی.منی که خسته بودم.خواب دیدم آقاجون لای آشغال ها دنبال من میگردد.دقیقا لای صفحه حوادث یک روزنامه مچاله شده پیدایم کرد همان که دختری زنانگی اش را توش پیچیده بود

میپیچیدم از درد بخودم.دردی ک از هرطرف درد بود.اشتباه چاپی اش دزد بود.دزدیده بودند عقلم را.حسین گفت؛افتخاره که بگی رنجورم؟رنجور بوده ام.دور بوده ام همه این مدت از خودم.از آذر از آبان حتی از مهر.موهایم را سامورایی بسته ام.عطر سکسی فور من زده ام.توی موبایل بارها و بارهاigun pro بازی کرده ام و mp5  را به خودم(درست وسط پیشانی) نشانه رفته ام  بنگ(لطفا اینرا درست تلفظ کنید٫چشمهایتان را ببندید و بلند بگویید بنگ) 

بعد سنگ بشوید و این متن را خودتان تمام کنید.سنگ بشوید و بروید لای نان سنگک و مامان تکه ای از شما را بگذارد برای صبحانه و من حوصله روشن کردن توستر نداشته باشم و بگذارمتان روی شعله شومینه بعد یادم برود و بسوزیدو بسازیدو دم نزنید که خداوند است مع الصابرین