آذر٫ماهی که میتواند نام خانوادگیت باشد
آدم که نبودم گفته ام اینرا قبلتر.خودم هم نبودم.جن بودم.جان بودم.جان دل بودم.دل و جان بودم.عصای دست بودم.امید آخر بودمو وای به این روزگار که منم امید آخر کسی که وای به حال من و بدا به حال مامان که رفته بود سیب بگیرد و نان های سنگک لای سفره را تکه تکه بریده بود و امید بسته بود به کی؟ به من به من به من لعنتی.منی که خسته بودم.خواب دیدم آقاجون لای آشغال ها دنبال من میگردد.دقیقا لای صفحه حوادث یک روزنامه مچاله شده پیدایم کرد همان که دختری زنانگی اش را توش پیچیده بود
میپیچیدم از درد بخودم.دردی ک از هرطرف درد بود.اشتباه چاپی اش دزد بود.دزدیده بودند عقلم را.حسین گفت؛افتخاره که بگی رنجورم؟رنجور بوده ام.دور بوده ام همه این مدت از خودم.از آذر از آبان حتی از مهر.موهایم را سامورایی بسته ام.عطر سکسی فور من زده ام.توی موبایل بارها و بارهاigun pro بازی کرده ام و mp5 را به خودم(درست وسط پیشانی) نشانه رفته ام بنگ(لطفا اینرا درست تلفظ کنید٫چشمهایتان را ببندید و بلند بگویید بنگ)
بعد سنگ بشوید و این متن را خودتان تمام کنید.سنگ بشوید و بروید لای نان سنگک و مامان تکه ای از شما را بگذارد برای صبحانه و من حوصله روشن کردن توستر نداشته باشم و بگذارمتان روی شعله شومینه بعد یادم برود و بسوزیدو بسازیدو دم نزنید که خداوند است مع الصابرین